«اصالت تکامل» زیر تیغ تبلیغات بانکی
79 بازدید
موضوع: سایر

«هیتلر» در کتاب «نبرد من» فرمول معروفی را در زمینه «پروپاگاند» مطرح می­ کند که شیوه بنیادین در تبلیغات جهان امروز بر اساس این فرمول واقع شده و آن عبارت است از «وقتی می­ خواهید جامعه­ ای را به سوی چیزی بکشید، حیوانی­ ترین و پست‌ترین غریزه او را نشانه پروپاگاند یا تبلیغات خود قرار دهید. غده آب دهان او را برای یک آگهی کنسرو و غریزه جنسی او را برای آگهی یک جوراب یا یک اتومبیل آخرین سیستم تحریک کنید». شاید شماهم به کرار از دیدن پرتعداد بیلبوردهای تبلیغاتی در شهر به ستوه آمده باشید، و یا هنگام تماشای تلویزیون، و دیدن پیام های بازرگانی،

از خود پرسیده ­اید که چه ارتباطی بین یک خانم زیباروی هفت قلم آرایش کرده با فرش ماشینی یا روغن مایع و دیگر اقلام خوراکی و غیر خوراکی می­ تواند داشته باشد،

و یا شاهد ابتذال تبلیغاتی که در رسانه‌های مجازی وجود دارد بوده­ اید، و این موارد و صدها نمونه دیگر ذهن شما را درگیر سوالاتی کرده باشد.

رسانه‌ها و تبلیغات سحرآمیز

ناگفته نماند که اگر بتوان با تسامح زیاد لفظ «سالم» را بر رسانه­ های ایران اطلاق کرد، رسانه­ های ما سالم ­ترین رسانه­ های دنیا هستند، اما با این حال از اطلاق شیوه جهانی تبلیغات که بر اساس فرمول مذکور است مستثنا و خارج نشده­ اند. از این­ رو در تبلیغات بانک ها شاهد این حقیقت تلخ هستیم که برای جذب سرمایه مردم از جاذبه ­های مادی جوایز گران­بها، خانه­‌های لوکس، اتومبیل­‌های گران­ قیمت، سکه و طلا و ده­‌ها زرق و برق گوناگون دیگر گرفته تا ساختمان های چشم­گیر و تجملاتی در بهترین نقاط شهر که خود یکی از شیوه­ های تبلیغاتی است بهره می­ جویند که بنابر همان فرمول معروف و مرسومِ «پست­ ترین غریزه بشر»، مادی­ گرایی و دنیادوستی افراد را نشانه رفته ­اند و با این مانور زرق و برق، دیده و عقل وی را سحر می ­کنند.

و اما تبلیغات بانک‌ها؛ مسئله ­ای که این یادداشت پس از مقدمه فوق به دنبال آن می ­رود در گرو پاسخ به سؤالات پیش­ رو قرار دارد. و این سوالات عبارت­ اند از اولا؛ چرا از این فرمول واحد جهانی که در تضاد با آموزه­ های شریعت اسلام و اصول و اهداف حکومت اسلامی است بهره می­ جویند؟ ثانیا؛ چه کسانی مهم ترین نقش را در بزرگ­نمایی و پررنگ شدن افراطی بانک­ ها ایفا می­ کنند؟ ثالثا؛ هدف آنها از این «مطرح کردن» و «بزرگ­نمایی» چیست و چرا این کار را می­ کنند؟ در این یادداشت به سوال اول پاسخ داده می­ شود و پاسخ به سوالات دوم و سوم به یادداشت بعدی که ادامه همین نوشتار است موکول می­گردد تا از طولانی شدن کلام پرهیز شود.

توسعه یا تکامل؛ حق با کدام است؟

اینکه چرا در نظام جمهوری اسلامی که هدفش به مقتضای قید اسلامیت، تکامل و تعالی انسان­‌ها است نیز همانند نظام مستولی بر دنیای امروز که مبتنی بر «اصل توسعه» - آن هم ملخص در اقتصاد به نحوی که سایر وجوه مرتبط با توسعه مانند توسعه فرهنگی و آموزش و پرورش، ذیل برنامه «توسعه اقتصادی» تعریف و برنامه­ ریزی می­ شوند در تبلیغات به معنای اعم و نیز در تبلیغات به معنای اخص که همان موضوع یادداشت پیش­ رو است طبق فرمول جهانی «پست­ ترین غریزه» پیش می ­رود را باید در جایگزین شدن «اصالت توسعه» به جای «اصالت تکامل و تعالی» جستجو کرد. شهید آوینی در کتاب «توسعه و مبانی تمدن غرب» آرمان توسعه یافتگی را زاییده اصالت بخشیدن به رشد اقتصادی و غلبه اقتصاد بر تمامی وجوه بشر معرفی، و می ­نویسد: «آنچه باعث شده تا بشر غربی برای اقتصاد این­ چنین مقامی قائل باشد ماده­ گرایی و نسیان حق است».

در نقطه مقابلِ «اصالت توسعه»، اسلام «اصالت تکامل و تعالی» را معرفی می­ کند که هدف آن برخلاف نظریه توسعه، ارزش ها و آرمان های مقدس و والای الهی و انسانی است، و اقتصاد، پیشرفت و تکنولوژی باید در راستای تعالی انسانی باشد نه در مسیر توسعه اقتصادی و سرمایه ­داری. در واقع در اصل اخیر، اقتصاد فی­ نفسه دارای اصالت نیست بلکه طریقیت دارد. براین اساس، دیگر نمی­ توان به هر شکلی بدان دست یافت بلکه از آنجا که هدف، تعالی انسانیت بر مدار مولفه ­های توحیدی است، طریق نیز باید از سنخ هدف باشد تا منتهی به مطلوب شود.

پس دیگر نمی­ توان با هر وسیله ­ای به هدف رسید چراکه هدف تعالی انسانیت است و این با هر وسیله و طریقی سنخیت و سازگاری ندارد. در چنین نظامی با «هدف تعالی» این اقتصاد است که باید در خدمت تکامل و تعالی انسانیت قرار گیرد و فرمول ­های علم اقتصاد باید با فطرت، تعالی روح و اهداف متعالی که خداوند برای بشریت ترسیم کرده هم­‌کفو و در مسیر آنها باشند، نه اینکه تمامی وجوه و شئون انسانی در خدمت اقتصاد قرار گیرد و در مسیر آن تقلیل، تغییر و یا نابود گردند آن گونه که در تمدن متریالیستی غرب صورت گرفت.

نفی تکاثر در نظام اندیشه ای اسلام

در نظام اندیشه ­ای اسلامی پیشرفت و توسعه­ ای(البته لفظ توسعه در اینجا با مسامحه همراه است) معتبر است که در مسیر تعالی روح بشر باشد، و تعالی روح نیز نه در گرو توسعه اقتصادی صرف، که متوقف بر پرهیز از فزون­‌طلبی، نفی تکاثر و حرص و آز، منع اسراف و تبذیر، پیروی از یک الگوی متعادل و معقول و متناسب با فطرت آدمی و نیازهای حقیقی وی و نفی شهوت­‌رانی و هوی ­پرستی است. حال برگردیم به همان کلیدواژه «پست­ترین غریزه» و چرایی استفاده از این فرمول در تبلیغات رسانه­ا ی به ویژه در بحث موردنظر یعنی بانک‌ها. شاید تا اینجا مقداری پاسخ روشن شده است که اشکال کار در کجاست؛ جایگزین شده «اصل توسعه» و آرمان توسعه ­یافتگی غربی بجای «اصل تکامل و تعالی اسلامی» در برنامه­ ها و سیاست­گذاری­ های دولت­ ها.

هنگامی که برخلاف تأکیدهای رهبر انقلاب اسلامی بر اشتباه بودن لفظ توسعه و رد این مفهوم؛ توسعه اقتصادی و آرمان توسعه­ یافتگی جزو اولویت‌­های دولت­‌ها و برنامه‌­های‌شان و سندهای چشم­‌انداز و راهبردی کشور قرار می­‌گیرد، دیگر خیلی جای تعجب ندارد که شیوه تبلیغی در رسانه‌­ها براساس غرائز انسانی آن هم به صورت افراطی تعریف شود، چراکه هر لفظی بار معنایی و مفهومی دارد و هر مفهومی مقتضیاتی. اینکه بگوییم ما «توسعه» را با مولفه­‌های اسلامی پیش می ­بریم در خوش­بینانه­ ترین حالت، خودفریبی و نادانی و در نگاهی غیرخوش­بینانه، پوپولیسم و فریب افکار عمومی و حرکت در امواج جهانی امپریالیزم است.

سودمحوری لابشرط؛ خلاف تعالی روحانی

همان‌گونه که گفته شد آرمان توسعه­ یافتگی زاییده اصالت بخشیدن به رشد اقتصادی و غلبه اقتصاد بر تمامی وجوه بشری است و این آرمان مقتضیاتی دارد که از جمله آنها در زمینه تبلیغات، «حیوانی­‌ترین و پست­‌ترین غریزه آدمی» را نشانه پروپاگاند خود قرار دادن است. براین اساس در نظامی که مبتنی بر «اصالت توسعه» که خود بر بن­‌مایه­ های ماتریالیستی و غرایز مادی بناشده، طبیعی است که رسانه در یک تبلیغ، نازل‌ترین غریزه انسانی اعم از شهوت جنسی یا شهوت مادی­ گرایی و حرص و طمع و مال­ دوستی وی را هدف قرار دهد و از این راه جذب مشتری کند، چراکه در این نظام­ ها اصالت با سود است آن هم سود محض و لابشرط، و هرآنچه که در مقابل این سود باشد باید کنار رود و از آنجا که سود محض در تقابل آشکاری با فضائل اخلاقی و تعالی انسانی است؛ پس راهی جزء نابودی اخلاقیات و مقتضیات تعالی روحانی نیست.

تقویت ذائقه مشتریان در جهت شهوت مال دوستی

با این حال استفاده از فرمول یادشده برای جذب مشتری بیشتر و به دنبال آن سرمایه و سود فراوان­ تر در نظام مبتنی بر توسعه امری بسیار متداول و عادی است، پس اگر بانک یا موسسه­ مالی برای تبلیغ و جذب مشتری، شهوت مال­ دوستی و دنیاگرایی انسان ها را هدف گرفت و مانوری شهوت ­انگیز از زرق و برق طلا و پول گرفته تا ویلاهای مجلل و خودروهای گران­ قیمت را در مقابل چشمان مخاطبین رسانه به نمایش گذاشت، خیلی جای تعجب ندارد چراکه بر مقتضی اصالت توسعه و مقتضیات آن عمل کرده، سوال اینجاست که در کشوری که دارای حکومت اسلامی است چرا باید برنامه ­ها و سیاست­گذاری­ های دولت ­ها مبتنی بر اصل توسعه صورت پذیرد؟
منتشر شده در خبرگزاری رسا (اینجا)
به کانال اندیشه نو (تاملات فرهنگی اجتماعی) بپیوندید: اینجا کلیک کنید